شرح اثر«موجیم که...» جایی میان منظره و انتزاع قرار میگیرد. در اینجا دریا فقط موضوع نقاشی نیست؛ حرکت، ریتم و رنگ هم نقش مهمی دارند. موجها در بخش پایینی اثر دیده میشوند و با ضربههای پرتحرک رنگ، حس حرکت و انرژی طبیعت را نشان میدهند.
رنگهای مختلف آبی در کنار رنگهای خاکی و کرمِ ساحل، دو فضای متفاوت میسازند: دریایی که همیشه در حرکت است و زمینی که آرامتر به نظر میرسد. با این حال، مرز میان این دو کاملاً مشخص نیست. موجها به سمت ساحل میآیند و ساحل هم در همین حرکت معنا پیدا میکند. وقتی همهچیز دائماً در حال تغییر است، آیا میتوان چیزی را کاملاً ثابت دانست؟
این ویژگی با شیوه کار منصوره حسینی نیز هماهنگ است. او در بعضی از آثارش، عناصر آشنا را تا مرز انتزاع پیش میبرد و بیشتر از بازنمایی دقیق، بر حرکت خطوط، کیفیت رنگها و حالت بیانگر فرمها تأکید میکند.
عنوان «موجیم که...» نیز بخشی از تجربه اثر است. این جمله ناتمام است و پاسخ مشخصی به مخاطب نمیدهد؛ بنابراین هرکس میتواند آن را به شکل خودش ادامه دهد. «موجیم که...» چه چیزی را به ذهن میآورد؟ حرکت، تغییر، تکرار یا شاید رسیدن به ساحل بدون اینکه حرکت واقعاً تمام شود؟
در این اثر، دریا فقط یک منظره نیست؛ میتوان آن را نمادی از حرکت همیشگی دانست؛ حرکتی که با رسیدن به مرزها متوقف نمیشود، بلکه دوباره شکل میگیرد و ادامه پیدا میکند.