چه چیزی میتواند یک کودک را برای ساعتها مقابل ویترین یک مغازه هنری نقاشی متوقف کند؟ برای سیاوش مظلومیپور، این مواجهه نخستین گام در مسیری بود که بعدها به یکی از تجربههای اثرگذار در نقاشی آبرنگ ایران انجامید. او در سال ۱۳۳۱ در اصفهان متولد شد؛ شهری که فضای هنری آن از کودکی بر نگاهش اثر گذاشت. مظلومیپور درباره نخستین مواجهههایش با نقاشی میگوید:
«ساعات متمادی روبهروی ویترین مغازه استاد یرواند نظارهگر تابلوها و نحوه کار استاد میایستادم و بارها شد که حوصله پیرمرد سر میرفت و دنبالم میکرد.»
او نقاشی را بهصورت تجربی و با ممارست فراوان آموخت و در ادامه، تحت تأثیر هنرمندانی چون سمبات و یرواند و در امتداد مکتب اصفهان، رویکردی مدرن را وارد نقاشی آبرنگ ایران کرد. آثار او در شکلگیری و تحول نگاه به آبرنگ در ایران نقشی قابل توجه داشتند و در بیش از ۳۰ نمایشگاه داخلی و خارجی به نمایش درآمدند.
مظلومیپور در سال ۱۳۵۴ در رشته معماری داخلی از دانشگاه هنر فارغالتحصیل شد. همان سال با همکلاسی خود، فرشته ثابتکسایی، ازدواج کرد. همکاری این دو در سالهای بعد به شکلگیری و اجرای پروژههای متعدد معماری و هنری انجامید. نقاشی تنها عرصه فعالیت او نبود. آموزش، معماری داخلی، گرافیک و تصویرسازی بخش دیگری از مسیر حرفهای او را شکل دادند. طراحی و تصویرسازی بیش از ۳۰۰ جلد کتاب و نوار کاست، بخشی از کارنامه او در این حوزه است.
جستوجوی او در هنر به تصویر محدود نمیشد. شناخت موسیقی، نوازندگی سنتور، تجربه بازیگری در فیلم کوتاه و سرودن شعر، وجوه دیگری از این نگاه چندوجهی بودند. در دستنوشتههای او نیز ردپای این تجربههای هنری دیده میشود.
سیاوش مظلومیپور در اسفند ۱۳۹۷، پس از دورهای کوتاه از بیماری، در تهران درگذشت.
۲۹ اردیبهشت، سالروز تولد او، به عنوان **روز ملی آبرنگ ایرانی** نامگذاری شده است؛ روزی که میتواند فرصتی باشد برای بازخوانی نقش او در گسترش و تحول این شیوه در هنر ایران.
اگر آبرنگ برای او تنها یک تکنیک نبود، چه چیزی در این شیوه از نقاشی او را تا پایان مسیر همراهی کرد؟